نحوه تشخیص “شکست” از زنگ هشدار: وقتی عشق به غذا به یک اختلال اجباری تبدیل می شود

همه احساس می کنند وقتی دست شما بعد از یک روز سخت برای یک دسر دراز می کند.

به گزارش خبرنگار HERE NEWS، اما اگر این قسمت با منظمی ترسناک تکرار شود و روند غذا خوردن بیشتر یادآور یک اقدام خودکار و غیرقابل کنترل باشد، چه؟

مرز بین پرخوری ساده و یک اختلال بالینی نازکتر از آن چیزی است که به نظر می رسد و در امتداد خط از دست دادن کنترل قرار دارد. پرخوری اجباری مربوط به فقدان اراده یا طمع نیست، بلکه یک اختلال واقعی خوردن است.

عکس: اینجا نیوز

معیار اصلی آن، مصرف مقادیر زیاد غذا در غیاب گرسنگی جسمی است که با این احساس که توقف آن غیرممکن است، همراه است. یک فرد ممکن است به سرعت غذا بخورد، تقریباً بدون مزه کردن، تا زمانی که به طرز دردناکی احساس سیری کند، و سپس شرم عمیق و نفرت از خود را تجربه کند.

این وضعیت دارای مکانیسم های روانی فیزیولوژیکی واضح است، مشابه سایر اعتیادها. مراکز دوپامین در مغز فعال می شوند و غذا را به عنوان راه اصلی مقابله با احساسات منفی، استرس، اضطراب یا بی حوصلگی تقویت می کنند.

تلاش برای “جمع کردن خود” و رفتن به یک رژیم غذایی سخت تقریباً همیشه به یک شکست جدید و حتی قدرتمندتر ختم می شود و یک دور باطل را می بندد. خطر این است که این اختلال به ندرت به خودی خود وجود دارد.

ارتباط نزدیکی با عزت نفس پایین، استرس مزمن و اضطراب دارد. غذا نه منبع لذت، بلکه راهی برای خفه کردن ناراحتی درونی برای لحظه ای کوتاه می شود که سپس با انتقام به شکل احساس گناه بازمی گردد.

اگر اپیزودهای غذا خوردن کنترل نشده به طور منظم رخ می دهد (به عنوان مثال، یک بار در هفته به مدت سه ماه)، این یک دلیل جدی برای کمک گرفتن است. کار با یک درمانگر متخصص در اختلالات خوردن یک مد نیست، بلکه یک مرحله ضروری است.

روش‌هایی مانند درمان شناختی رفتاری می‌توانند با ایجاد راهبردهای مقابله‌ای جدید و سالم به شکستن ارتباط آسیب‌شناختی بین احساسات و غذا خوردن کمک کنند.

همچنین بخوانید

  • چرا مغز در رژیم غذایی شورش می کند: روانشناسی شکستی که متخصصان تغذیه آن را تشخیص نمی دهند
  • چرا روده ها قوانین را به پوست شما دیکته می کنند: ارتباط نامرئی که متخصصان زیبایی در مورد آن سکوت می کنند


Share to friends
Rating
( No ratings yet )
راهنمایی و ترفندهای مفید برای زندگی روزمره