ما عادت کرده ایم فکر کنیم که زوج های خوشبخت با هم دعوا نمی کنند.
به گزارش خبرنگار HERE NEWS، این یک توهم خطرناک است که میلیون ها نفر را وادار می کند تا نارضایتی ها را خاموش کنند، عصبانیت را جمع کنند و وانمود کنند که همه چیز خوب است تا زمانی که فنجان صبر لبریز شود.
در واقع، تعارض نشانه شکست نیست، بلکه بخشی طبیعی از هر صمیمیت است. دو فرد متفاوت به سادگی نمی توانند همیشه یک چیز را بخواهند. کل سوال این است که شما چگونه با این اختلافات زندگی می کنید.
عکس: Pixabay
یک نزاع سازنده منجر به رشد، درک، توسعه قوانین جدید بازی می شود. مخرب – به تشدید خصومت، به تجمع نارضایتی ها، به عقب نشینی خاموش.
تفاوت بین آنها مانند جراحی است که بهبود می یابد و دعوا که فلج می شود. هنر درگیری، در اصل، توانایی جراح بودن برای روابط خود است.
اولین و اصلی ترین قانون، انتخاب زمان و مکان است. پیدا کردن رابطه در حالت پرشور، در جمع یا قبل از خواب، زمانی که هر دو خسته هستند، راهی مطمئن برای تشدید وضعیت است.
خیلی عاقلانه تر است که استراحت کنید تا آرام شوید و بعداً زمانی که بتوانید آرام صحبت کنید، درباره مشکل صحبت کنید. این مکث ناآگاهی نیست، بلکه مظهر نگرانی برای کیفیت گفتگو است.
وقتی مکالمه شروع می شود، زبان اتهامات باید به زبان احساسات تبدیل شود. به جای یک «پیام تو» مخرب («تو همیشه دیر میآیی! تو از من قدردانی نمیکنی!»)، از «پیام من» استفاده کنید: «وقتی برای مدت طولانی منتظر شما هستم، احساس ناراحتی و تنهایی میکنم.
من احساس می کنم زمان من برای شما هیچ معنایی ندارد.» این واکنش تدافعی را از بین می برد و به همسرتان اجازه می دهد نه شکایت، بلکه درد شما را بشنود.
در هنگام اختلاف بسیار مهم است که روی یک مشکل خاص تمرکز کنید و شخصی نشوید و گناهان قدیمی را به یاد نیاورید. عبارت “دفعه قبل همین کار را کردی” بلافاصله یک حادثه خصوصی را به یک جنگ جهانی تبدیل می کند، جایی که همه پتو را روی خود می کشند و ثابت می کنند که چه کسی در تاریخ رابطه شما مقصرتر است.
قانون طلایی احترام است، حتی زمانی که از درون می جوشد. صحبت را قطع نکنید، فریاد نکشید، از کلمات توهین آمیز یا ارزیابی های تحقیرآمیز استفاده نکنید (“تو مثل مادرت هستی”، “تو فقط احمقی”).
لحن یکنواخت و محترمانه شما، حتی اگر همسرتان از آن پیروی نکند، می تواند میزان پرخاشگری را کاهش دهد و گفتگو را به جهت سازنده بازگرداند. هدف از درگیری پیروزی و اثبات حق با شما نیست، بلکه یافتن راه حلی است که مناسب هر دو باشد.
این مستلزم تمایل به سازش، جستجوی گزینه سوم، گوش دادن و شنیدن استدلال های طرف مقابل است. گاهی اوقات فقط کافی است انگیزه های شریک زندگی خود را برای از بین بردن عصبانیت خود درک کنید.
پس از گذشتن از نقطه جوش و یافتن راه حل، پایان دادن به آن بسیار مهم است. بخشش یعنی رها کردن واقعی یک موقعیت، نه آرشیو کردن آن برای نبردهای آینده.
بدون یادآوری اشتباهات گذشته شریک زندگی خود، با یک لوح تمیز شروع کنید. در غیر این صورت، هر درگیری جدید دور دیگری از جنگ ابدی خواهد بود.
اگر احساس می کنید به تنهایی نمی توانید از دور باطل سرزنش های متقابل خارج شوید، از کمک گرفتن از یک روانشناس خانواده دریغ نکنید. او به عنوان مترجمی عمل می کند که به شما کمک می کند حرف همدیگر را بشنوید و یک زبان ارتباطی جدید و سالم بیاموزید، جایی که حتی نزاع ها شما را به هم نزدیکتر می کند و نه جدایی.
به یاد داشته باشید: رابطه ای که در آن اصلاً درگیری وجود ندارد، مرده تر از ایده آل است. این بدان معنی است که افراد در آنها قبلاً تسلیم شده اند، از مبارزه برای نیازهای خود دست کشیده اند و ناامیدی آرام را به روند پر سر و صدا اما زنده رضایت جویی ترجیح داده اند.
صمیمیت واقعی نه در سکوت توافق کامل، بلکه در توانایی پشت سر گذاشتن طوفانی با هم و بیرون آمدن از آن، با گرفتن دست های محکم تر متولد می شود.
همچنین بخوانید
- چگونه شریک زندگی خود را به یک کارکرد تبدیل نکنیم: چرا ازدواج فقط مسئولیت ها نیست
- وقتی کنترل عشق را خفه می کند: چگونه مراقبت را از میل سمی به مالکیت تشخیص دهیم

